ابو القاسم گرجى
118
ادوار اصول فقه
در بعضى از واجبات ، فعل شخص ديگر ، قائم مقام فعل مكلّف مىشود مانند جهاد ، غسل و نماز و دفن اموات . اين نوع واجب را به فرض على الكفايه موصوف كنند . « قبيح » بيش از يك قسم نيست . مرحوم شيخ در تعريف آن فرموده : « كلّ فعل يستحقّ فاعله الذّمّ على بعض الوجوه » . قبيح را شرعا محظور و محرّم گويند به شرط آنكه فاعل بر حظر فعل دلالت و يا اعلام شده باشد . مكروه به فعلى گويند كه قبيح نيست ولى ترك آن از فعلش اولى است . بعضى از افعال حكمى را بر غير فاعل ايجاب كند مانند اتلاف طفل و مجنون كه ردّ عوض تالف را از مال طفل و مجنون بر ولىّ ايجاب مىكند . بعضى از افعال ، حكمى را بر خود فاعل ايجاب مىكند مانند نماز باطل كه اعادهاش واجب مىباشد . بطلان شهادت به معنى عدم جواز تنفيذ ، حكم با آن و صحّت شهادت به معنى جواز تنفيذ آن است . عدم جواز وضو به آب مغصوب به معنى وجوب اعاده ، و جواز آن به معنى به جاى صحيح واقع شدن آن است . صحّت بيع به معنى وقوع تمليك به آن ، و فساد بيع به معنى خلاف آن است . مرحوم « شيخ » پس از آنكه سخنانى دربارهء پارهاى از احكام وضعيّه بيان داشته ، به عدم تأصّل آنها در جعل ، و تبعيّت آنها از احكام تكليفيه اشاره كرده و فرموده است : « و هذه الألفاظ اذا توقّلت يرجع معناها إلى ما قدّمناه من الأقسام غير أنّ لها فوائد فى الشّريعة تكشف عن أسباب أحكامها » ( 10 - 11 ) . فصل چهارم : تعريف و بيان اقسام از احكام كلام در فصل چهارم از اين جهت كه « خطاب » نوعى از « كلام » است ، به تعريف و بيان اقسام و پارهاى از احكام « كلام » پرداخته و فرموده است : « حقيقة الكلام ما انتظم من حرفين فصاعدا من هذه الحروف المعقولة إذا وقع ممّن
--> - شرعى را شامل مىشود ، مانند كفّارات نه تخيير عقلى را مانند صلاة و اداء دين .